عســـل                            

 

گرمای وجودت

 

می بینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!


نمی شنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود

 

 و مرا آرام میکند!آن عشقی که میگویند تونیستی ، تومعنایی بالا ازعشق داری و

 

برای من تنها یک عشقی!از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت

 

ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!باارزش تر از تو ، تو هستی

 

که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !قدم به قدم با تو، لحظه به لحظه در فکرتو ،

 

عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک

 

دلها را شاد میکند!و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده درگذشته هایم ،

 

ورسیده ام به تویی که درکنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است


پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ،

 

 فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی

 

را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین

 

خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !سر میگذارم بر روی شانه های تو ،

 

آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ،دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ،

 

میشنوم صدای تپشهای قلبت ، تا خودم راازخودت بدانم ،تا همیشه برایت بمانم ،


تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !


واینجاست که عاشق خیالات با توبودن میشوم،وبه عشق این خیالات دیوانه میشوم !


حالا من لیلا و تومجنونم  ، همیشه میمانیم برای هم ، و میسازیم یک قصه ی

 

عاشقانه دیگر با هم !بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا

 

 بدجور به دل نشست !و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ،

 

هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!