دوستی خدا


دوستی خدا


حضرت سليمان مشاهده كرد كه گنجشك نری به ماده ی خود مي گويد :
چرا در مقابلم تمكين نمي كنی ، من اگر بخواهم ، گنبد و بارگاه سليمان
را با منقارم می گيرم و به دريا مي اندازم !
سليمان تعجب كرد و خنديد و هر دو را احضار كرد .

وی اول به گنجشك نر گفت : مگر تو مي توانی كاخ سليمان را با منقارت بگيری ؟
گنجشك نر گفت : خير ! ولی هر كس دوست دارد خودش را در مقابل
جفت خود ، بزرگ و با عظمت و مقتدر نشان دهد .
آنگاه سليمان به گنجشك ماده فرمود: چرا در مقابل جفت خود تمكين نمي كني ؟
گنجشك ماده گفت :يا نبی الله ! او مرا دوست ندارد ؛
زيرا مي بينم به غير من نيز علاقه مي ورزد .
بعد از اين ماجرا ، سليمان به خود پرداخت و بين خود و خدا
نگاه كرد و تا چهل روز مي گريست .
امام علي (ع) مي فرمايند : هرگاه خداوند بنده ای را گرامي دارد ،
او را به دوستی خود مشغول مي سازد.












اما براستی ما مشغول كيستيم ؟
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:56 توسط عسل
|


از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم