راز گل عشق

راز گل عشق 

 

ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.

باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ، دستهایم را بر

روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم.

با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم.

چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ، چه زیبا میریزد اشکهایم

همراه با قطره های باران . چه سخت میسوزد تن خسته ام ،

به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام.

کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم ،

به دنبال گلی هستم که تمام دنیا را در جستجوی او گشته ام .

این یک راز است که اینگونه عاشق شده ام ، عاشق گلی که تنها با او ،

به اوج عشق رسیده ام. گلی که سالها در جستجوی او گشته ام ،

با چشمهای خیس به او رسیدم .

او را از شاخه اش نچیدم تا خشک نشود ، مثل قلب من پر پر و شکسته نشود.

در همانجا برایش مردم و گفتم همانجا خاکم کنید ، تا وقتیکه مردم  با نام او

 رهسپارم کنید ! خاک شدم برای ریشه ی آن گل ، فدا شدم برای زیباترین گل.

آیا او باور کرد که به عشق وفادارم ، تنها او را میخواهم و با او همصدایم.

آیا او باور کرد که من فدایش میشوم  .

غریبه ای آمد و گلم را از شاخه اش چید و رفت.اینک این جان من است

که خاک شد و در ریشه های آن شاخه ی بی گل گرفتار شد .

روز مادر و معلم

                عســــــل

 

به سلامتی مادرانی که تن فرزندانشان ذره ذره خاک وطن شد..

 

زمین خوردن چه زیباست ! اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد.

 

بوسه ام نثار تو مادر که نه تکرار میشوی ونه تکراری...

 

نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست گلها همه به نام تو مشهورند


آیینه ها از انعکاس نام تو می خندند


و من تنها برای تو می گویم زندگی کن تا زنده بمانم .

عســــلعســــلعســـــل

 

همکارای مهربونم تقدیم به شما که بهترین هستید

تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست .

معلمی هنر است ، و معلمی عشقی است آسمانی روزتان مبارک .

عســــلعســـــل