یاریم کن آن باشم که تو راضی باشی
یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی
وفتی به خوبیها و مهربانی های تو می نگرم
بدیها و اشتباهات خود را مشاهدا می کنم
و آن وقت که رحمت و بخشش بی منتهایت مرا نشانه می رود
بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی می کند
خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت
اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به ر ضایت
ولی نظرت را از من مگیر .
یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی و آن طور باشم که تو می خواهی .

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:28 توسط عسل
|
از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم