عید غدیر مبارک
عید غدیر مبارک


دستهایت را که در دستش گرفت آرام شد ![]()
تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد ![]()
دستهایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت: ![]()
مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:) ![]()
خوب میدانید در دستانم اینک دست کیست؟ ![]()
نام او عشق است، آری میشناسیدش : علی است ![]()
من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم ![]()
با مددهای علی ابن ابی طالب شدم ![]()
در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی ![]()
تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی ![]()
با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی ![]()
تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی ![]()
هر چه میگویم علی، انگار اللّهی ترم ![]()
مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او میپرم ![]()
مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم ![]()
با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم ![]()







+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 19:56 توسط عسل
از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم